ترجمه "resande" به فارسی

سفر, مسافر بهترین ترجمه های "resande" به فارسی هستند.

resande Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر

    noun

    Efter att ha blivit utsläppt inspirerades han att resa till platsen där lamaniternas kung regerade över landet.

    بعد از آزادی الهام یافت که به سرزمینی سفر کند که پادشاه لامانیان حکومت می کرد.

  • مسافر

    noun

    Och det har jag också upplevt när jag har rest runt.

    و دقیقا تجربه من به عنوان یک مسافر همین بوده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resande " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resande" با ترجمه به فارسی

  • به سلامت · سفر بهخير
  • رفتن · رَفتَن · سفر · سفر کردن · شدن · مسافرت · مسافرت کردن
  • تفاضل · رسوبی · قسمت باقی مانده · پسمانده
  • به سلامت · سفر بهخير
  • سنگافراشت
  • پیشرفت زائر
اضافه کردن

ترجمه های "resande" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه