ترجمه "rest" به فارسی

پسمانده, تفاضل, رسوبی بهترین ترجمه های "rest" به فارسی هستند.

rest noun verb common دستور زبان

3. rest (''matematik'')

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسمانده

    noun

    Kolla efter rester från skottet på hans händer.

    و دستش رو براي پسمانده هاي شليک بررسي کن

  • تفاضل

    noun
  • رسوبی

    noun
  • قسمت باقی مانده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rest" با ترجمه به فارسی

  • سفر · مسافر
  • به سلامت · سفر بهخير
  • رفتن · رَفتَن · سفر · سفر کردن · شدن · مسافرت · مسافرت کردن
  • به سلامت · سفر بهخير
  • سنگافراشت
  • پیشرفت زائر
اضافه کردن

ترجمه های "rest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه