ترجمه "restaurang" به فارسی
رستوران, غذاخوری بهترین ترجمه های "restaurang" به فارسی هستند.
restaurang
noun
common
دستور زبان
-
رستوران
nounMiddagen på den fina restaurangen köpte oss tyst assistans.
شام توی یه رستوران مجلل باید برامون همراهی ساکت دربر داشته باشه!
-
غذاخوری
offentlig lokal där mat och dryck serveras mot betalning
Jag måste åka till restaurangen.
خب ، من باید برم به غذاخوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restaurang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "restaurang" با ترجمه به فارسی
-
غذاخوری گردان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن