ترجمه "ring" به فارسی

حلقه, انگشتر, حلقه بهترین ترجمه های "ring" به فارسی هستند.

ring noun verb common w دستور زبان

smycke [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    Och skälet till att du inte kan hitta en ring.

    و تنها دليل اينکه نمي توني يه حلقه بخري.

  • انگشتر

    En negress går in på en pantbank med en ring av den storleken och färgen.

    يه سياهپوست به جايي که پول قرض ميدن رفته با انگشتري هم اندازه و هم رنگ انگشتر من

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ring
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    Det var människorna som gjorde att Ringen finns kvar.

    به خاطر انسان هاست که. حلقه نابود نشد

  • حلقه (الفبای لاتین)

تصاویر با "ring"

عباراتی شبیه به "ring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه