ترجمه "rutin" به فارسی
روال, روزمره, روتین بهترین ترجمه های "rutin" به فارسی هستند.
rutin
-
روال
Jag vill inte att han blir van vid rutinerna här.
آخه نميخوام که پسرم به روال اينجا عادت کنه.
-
روزمره
adjectivedär man känner att man inte utför sina normala rutiner.
که در آن، شخص احساس میکند کارهای عادي روزمره اش را انجام نمیدهد.
-
روتین
Jag njuter av rutinen.
من از روتین لذت میبرم
-
ترجمه های کمتر
- روش کار
- طرز عمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rutin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن