ترجمه "sed" به فارسی

رسم, عادت, sed بهترین ترجمه های "sed" به فارسی هستند.

sed noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسم

    noun

    Romarna har som sed att ovanför dömda brottslingar sätta upp vad de dömts för.

    رومیان بر طبق رسم خود نوشتهای را که جرم محکومان را مشخص میکرد، بالای سر آنان قرار میدادند.

  • عادت

    noun

    följer en eller flera restriktiva seder under sin mens varje månad.

    از یک یا چند عادات محدود کننده در دوران عادت ماهیانه شون پیروی میکنند.

  • sed

    programspråk

    CVS, kodning och sed-skript

    CVS ، کدگذاری و sed-script

  • هند

    noun proper
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه