ترجمه "sedan" به فارسی

پیش, قبل, سپس بهترین ترجمه های "sedan" به فارسی هستند.

sedan noun adverb conjunction adposition common دستور زبان

fordon [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیش

    adposition

    Vi fann det under bildekal ungefär en timme sedan.

    ، یه ساعت پیش تراشه رو زیر برچسب سپر ماشین پیدا کردیم

  • قبل

    adjective

    All mat gått ut, typ, 90 år sedan.

    تاريخ مصرف تمام غذاها 90 سال قبل تموم شده.

  • سپس

    adverb

    Alla dessa tre saker måste sedan föras samman.

    سپس، هر سه ی این موارد باید با هم بپیوندند.

  • ترجمه های کمتر

    • بعد
    • پس
    • از
    • سدان
    • از زمانی که
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sedan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sedan
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • سدان

    Tror du att hon kör en Gold Sedan?

    به نظرتون ماشينش يک سدان طلاييه ؟

اضافه کردن

ترجمه های "sedan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه