ترجمه "sent" به فارسی
دیر, dir بهترین ترجمه های "sent" به فارسی هستند.
sent
adverb
adjective
دستور زبان
när mycket tid har gått [..]
-
دیر
adverbJag ställer alarmklockan så att jag inte kommer för sent till jobbet imorgon.
من ساعت زنگ دارم را کوک می کنم تا دیگر صبح دیر سر کار نروم.
-
dir
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sent" با ترجمه به فارسی
-
بعد · بعدا · بعداً · بعدتر · دومی · دیرتر
-
آخر
-
تأخیر
-
آخیر · اخیر
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
سون یات سن
-
تاندون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن