ترجمه "slut" به فارسی
انتها, پشت, پایان بهترین ترجمه های "slut" به فارسی هستند.
slut
adjective
noun
verb
neuter
دستور زبان
Yttersta del.
-
انتها
nounBröder och systrar, vi är eviga varelser utan början och utan slut.
برادران و خواهران، ما موجودات ابدی هستیم، بدون آغاز و بدون انتها.
-
پشت
nounNär slutar man kunna lägga benen bakom huvudet?
موندم ، کي بود که ديگه يادمون رفت که پاهامونو بذاريم پشت سرمون ؟
-
پایان
nounOch så slutade det trettionde året, och sådant var tillståndet bland Nephis folk.
و بدین گونه سال سی ام پایان یافت؛ و بدین گونه بود امور مردم نیفای.
-
آخر
adjective noun adverbDär har ni det, en shakedown från början till slut.
همينه ديگه ، از اول تا آخر منو گول ميزني.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slut" با ترجمه به فارسی
-
رأی مخفی
-
مجموعه بسته
-
بسته
-
ادامه ندادن · ایستادن · بازایستادن · بس کردن · تمام شدن · تمام کردن · توقف · دست کشیدن · موقوف شدن · گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن