ترجمه "sluta" به فارسی
تمام شدن, بازایستادن, تمام کردن بهترین ترجمه های "sluta" به فارسی هستند.
sluta
verb
دستور زبان
upphöra [..]
-
تمام شدن
verbJa, jag blir kinkig om kriget tar slut innan vi får chansen att vara med.
آره ، من اگر قبل از تموم شدن جنگ نتونيم بريم اونجا ديوونه ميشم.
-
بازایستادن
-
تمام کردن
verbJag trodde att du hade slutat med det.
واقعا فکر ميکردم که کارت رو با اين تموم کردي.
-
ترجمه های کمتر
- توقف
- ایستادن
- گرفتن
- ادامه ندادن
- بس کردن
- دست کشیدن
- موقوف شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sluta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sluta" با ترجمه به فارسی
-
رأی مخفی
-
مجموعه بسته
-
بسته
-
آخر · انتها · پایان · پشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن