ترجمه "spinna" به فارسی
تنیدن, رشتن بهترین ترجمه های "spinna" به فارسی هستند.
spinna
Verb
verb
دستور زبان
-
تنیدن
verbOch efter fyra veckors matning var de redo att spinna med oss.
و بعد از چهار هفته تغذیه، آماده تنیدن با ما بودند.
-
رشتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spinna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spinna" با ترجمه به فارسی
-
دلو · سطل
-
اسپین
-
اسپین
-
دهنه
-
پشمک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن