ترجمه "spis" به فارسی

اجاق, بخاری, گرمساز بهترین ترجمه های "spis" به فارسی هستند.

spis noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجاق

    noun

    Nåja, det står varmt kaffe på spisen om du vill ha.

    خب اگه خواستي قهوه داغ رو اجاق هست

  • بخاری

    noun

    En spis kan fås att alstra värme, en dator att behandla uppgifter och en TV-apparat att återge bilder och ljud.

    برای مثال، بخاری گرما تولید میکند، کامپیوتر قادر به محاسبه و همچنین جمعآوری یا بازدهی اطلاعات میباشد، و از تلویزیون صدا و تصویر پخش میشود.

  • گرمساز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گرمکن
    • کوره
    • تنور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spis
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرمایش الکتریکی

تصاویر با "spis"

عباراتی شبیه به "spis" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه