ترجمه "sprida" به فارسی

افشاندن, پراکندن بهترین ترجمه های "sprida" به فارسی هستند.

sprida verb دستور زبان

utbreda

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • افشاندن

    verb

    Genom att visa andens frukt i större utsträckning och genom att efter bästa förmåga sprida budskapet om Guds kungarike.

    با نشان دادن ثمرهٔ روح به نحوی بارزتر و با افشاندن بذر پیام ملکوت خدا تا جایی که از عهدهمان برمیآید.

  • پراکندن

    verb

    CA: TED:s valspråk är "Idéer värda att sprida".

    کریس اندرسون: در تد، ماموریت و هدف"پراکندن ایده های ارزشمند است. "

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sprida " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sprida" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sprida" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه