ترجمه "stoppa" به فارسی
بازداشتن, نگه داشتن بهترین ترجمه های "stoppa" به فارسی هستند.
stoppa
Verb
verb
دستور زبان
-
بازداشتن
verb -
نگه داشتن
verbDe har stoppat en bil och de säger att föraren är senator.
يه ماشين رو نگه داشتن که ميگن راننده يه سناتوره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stoppa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن