ترجمه "stum" به فارسی
لال, خاموش, گنگ بهترین ترجمه های "stum" به فارسی هستند.
stum
adjective
-
لال
adjectiveJag skulle förstås ha tigit. Som en stum.
فکر کنم باید دهنم رو مثل یه لال بسته نگه دارم
-
خاموش
adjective -
گنگ
nounKristenhetens religiösa ledare har visat sig vara blinda, stumma och sovande när det gäller andliga ting.
رهبران مذهبی جهان مسیحیت نشان دادهاند که دربارهٔ مسائل روحانی کور، گنگ و بیزبان، و در خواب میباشند.
-
gong
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن