ترجمه "stup" به فارسی

صخره, پرتگاه, تخته سنگ بهترین ترجمه های "stup" به فارسی هستند.

stup noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • صخره

    noun

    Vi tappade kontrollen, åkte rakt över ett stup.

    کنترلمون رو از دست دادیم و مستقیم رفتیم به سمت یه صخره.

  • پرتگاه

    noun

    Nu har jag svaret på " om jag bad dig köra utför ett stup " - frågan.

    پس به گمونم با اين حرفت لازم نيست بپرسم " مگه گفتم تخت گاز بفرستمون پايين پرتگاه ؟ "

  • تخته سنگ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stup" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه