ترجمه "svar" به فارسی
جواب, پاسخ, دشوار بهترین ترجمه های "svar" به فارسی هستند.
svar
noun
neuter
دستور زبان
yttrande [..]
-
جواب
nounJa, jag hade en känsla du skulle svara på denna telefon.
يه حسي بهم مي گفت اين تلفن رو جواب مي دي.
-
پاسخ
nounProfeten frågade Herren genom urim och tummim och fick detta svar.
پیامبر از سَروَر از طریق اوریم و تومیم جویا شده و این پاسخ را دریافت کرد.
-
دشوار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- صعب
- پیواژ
- مشکل
- سخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " svar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "svar" با ترجمه به فارسی
-
مدعی علیه · مظنون
-
جواب دادن · پاسخ · پاسخ دادن · پاسخانیدن
-
خوانده
-
سؤالات رایج
-
پاسخ به همه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن