ترجمه "svara" به فارسی
پاسخ دادن, جواب دادن, پاسخ بهترین ترجمه های "svara" به فارسی هستند.
svara
verb
دستور زبان
ge information till fråga [..]
-
پاسخ دادن
verbatt genmäla
Jag är van vid att svara på frågor.
خوب بازرس حالا که مي بيني به پاسخ دادن سوالات عادت کردم
-
جواب دادن
verbatt genmäla
Jag är motvillig till att svara på alla deras frågor.
به دلايلي ، براي جواب دادن به همه سوال هاي اونا بي ميل هستم.
-
پاسخ
nounProfeten frågade Herren genom urim och tummim och fick detta svar.
پیامبر از سَروَر از طریق اوریم و تومیم جویا شده و این پاسخ را دریافت کرد.
-
پاسخانیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " svara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "svara"
عباراتی شبیه به "svara" با ترجمه به فارسی
-
مدعی علیه · مظنون
-
خوانده
-
جواب · دشوار · سخت · صعب · مشکل · پاسخ · پیواژ
-
سؤالات رایج
-
پاسخ به همه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن