ترجمه "tag" به فارسی
گرفتن ترجمه "tag" به فارسی است.
tag
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
گرفتن
verbOm du är här för att få nycklarna till huset, så tog de dem.
اگه برای گرفتن کلیدهای خونه اومدی ، اونا گرفتنش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tag" با ترجمه به فارسی
-
برگردونده
-
یکدستی گرفت
-
دست گیر
-
کلا
-
محافظت
-
حذف پس زمینه
-
خودکشی کردن
-
ملاحظه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن