ترجمه "vis" به فارسی
دانا, هنازرف, خردمند بهترین ترجمه های "vis" به فارسی هستند.
vis
adjective
noun
neuter
دستور زبان
som besitter visdom
-
دانا
adjectiveVi oroar oss över pappa, men du kan inte låta det gå ut över Dana.
ما هممون از اینکه چه بلایی سر بابا قراره بیاد میترسیم ولی تو نمیتونی فقط بندازیش گردن دانا
-
هنازرف
-
خردمند
De goda nyheterna är att du behöver inte vara genialisk för att vara vis.
خوشبختانه براي خردمند بودن نيازي به مستعد بودن نيست.
-
ترجمه های کمتر
- روش
- راه
- زنیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vis" با ترجمه به فارسی
-
ما
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
سنگ جادو · سنگ فلاسفه
-
لویی ششم
-
حضور آفلاین
-
مشاهده همه موارد
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
نگاشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن