ترجمه "bunge" به فارسی

مجلس, پارلمان, مجلس بهترین ترجمه های "bunge" به فارسی هستند.

bunge noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجلس

    noun

    watawala, baraza la mawaziri, bunge

    یک بورکراسی، یک دولت، یک مجلس،

  • پارلمان

    noun

    Wakati muswada wa ndoa za watoto iliwasilishwa mwezi wa pili tulikuwepo kwenye mahakama ya bunge.

    وقتی لایحه ازدواج کودک در فوریه داشت ارائه میشد، ما در پارلمان حضور د اشتیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bunge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bunge
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجلس

    noun

    Bunge la Marekani lilipokea barua nyingi mno kutoka kwa vikundi vya kidini vikilihimiza liidhinishe Mkataba wa Ushirika wa Mataifa.

    سیل نامهها از طرف گروههای مذهبی به سوی مجلس سنای ایالات متحده جاری شد که اصرار داشتند سنا پیمان جامعهٔ ملل را تصویب نماید.

اضافه کردن

ترجمه های "bunge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه