ترجمه "chai" به فارسی

چای, چاى, رشوه دادن بهترین ترجمه های "chai" به فارسی هستند.

chai noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • چای

    noun

    نوشیدنی گیاهی

    Kabila la kikale katika Asia liliiona dunia kuwa sinia kubwa ya kubebea vikombe vya chai.

    مردم یکی از قبایل بدوی آسیایی، زمین را همچون یک سینی بزرگ چای تصویر میکردند.

  • چاى

  • رشوه دادن

  • [[چای]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chai"

اضافه کردن

ترجمه های "chai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه