ترجمه "gari" به فارسی
ماشین, خودرو, اتوموبیل بهترین ترجمه های "gari" به فارسی هستند.
gari
noun
دستور زبان
-
ماشین
nounOly alibeba projekta ya slaidi, nami nilibeba betri ya gari.
اُلی پروژکتور را با خود حمل میکرد و من باتری ۱۲ ولتی ماشین را حمل میکردم.
-
خودرو
nounKwa mara ya kwanza, tuliweza husisha muundo wa gari na mazoea ya ukimya.
برای اولین بار، میتوانیم مفهوم خودرو را با تجربهای از سکوت همراه کنیم.
-
اتوموبیل
-
ترجمه های کمتر
- قطار
- اتومبیل
- ماشین سواری
- وسیلهٔ نقلیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gari"
عباراتی شبیه به "gari" با ترجمه به فارسی
-
ترن · قطار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن