ترجمه "kambi" به فارسی

اردوگاه, کمپ بهترین ترجمه های "kambi" به فارسی هستند.

kambi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • اردوگاه

    noun

    Mabaki ya mnyama huyo yalitupwa nje ya kambi au wakati mwingine yaliliwa na makuhani.

    باقیماندهٔ حیوان ذبحشده را بیرون اردوگاه دفع مینمودند و یا در بعضی موارد به مصرف غذایی کاهنان میرسید.

  • کمپ

    Adolfo na Mashahidi wengine walikuwa wakitutembelea mara kwa mara katika kambi.

    آدولفو و دیگر شاهدان یَهُوَه به کمپ میآمدند و هر چند وقت یک بار از ما دیدن میکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kambi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kambi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه