ترجمه "kamera" به فارسی

دوربین, کامرا بهترین ترجمه های "kamera" به فارسی هستند.

kamera noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوربین

    noun

    Ninamiliki smart phone, tableti, kompyuta mpakato, na kamera ya digitali.

    من یک گوشی هوشمند، یک تبلت، یک لپ تاپ، و یک دوربین دیجیتال دارم.

  • کامرا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kamera " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kamera"

اضافه کردن

ترجمه های "kamera" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه