ترجمه "kona" به فارسی

گوشه, نبش, کنج بهترین ترجمه های "kona" به فارسی هستند.

kona noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشه

    noun

    Pia tumefanya kitu kidogo kwenye kona ya toleo hili la The Guardian.

    ما همچنین کار کوچکی انجام دادیم با گوشه این شماره خاص از روزنامه گاردین.

  • نبش

  • کنج

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kona " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kona"

اضافه کردن

ترجمه های "kona" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه