ترجمه "kondoo" به فارسی

گوسفند, میش, قوچ بهترین ترجمه های "kondoo" به فارسی هستند.

kondoo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    Hivyo, Abeli akajitayarisha kutoa kondoo kutoka katika kundi lake.

    پس هابیل از گلهٔ خود چند گوسفند را آمادهٔ قربانی کرد.

  • میش

    noun

    Mchungaji humlinda kwa makini mama aliye dhaifu kisha humbeba mwana-kondoo na kumpeleka zizini.

    شبان در آن لحظات حساس از میش بیدفاع نگهبانی میکرد و پس از تولّد برّه آن را به آغل میبرد.

  • قوچ

    noun

    Katika ono la Danieli, ni mnyama gani aliyempiga dafrao yule “kondoo mume”?

    در رؤیای دانیال چه حیوانی «قوچ» را از پا درآورد؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kondoo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kondoo"

عباراتی شبیه به "kondoo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kondoo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه