ترجمه "mkutano" به فارسی

همایش, اجتماع, نشست بهترین ترجمه های "mkutano" به فارسی هستند.

mkutano noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • همایش

    noun

    Mara zote kuna kitu kipya cha kujifunza kila Jumapili, katika kila mkutano, na katika kila mstari wa maandiko.

    همیشه چیزی تازه در هر یکشنبه، در هر همایش، و در هر آیۀ مقدّس برای یاد گرفتن و حسّ کردن وجو دارد.

  • اجتماع

    Waisraeli walipoishi jangwani, Sanduku hilo liliwekwa katika Patakatifu Zaidi pa hema la mkutano.

    هنگامی که اسرائیلیان در بیابان ساکن بودند، صندوق عهد در قدسالاقداسِ خیمهٔ اجتماع قرار داشت.

  • نشست

    noun

    Huko Yerusalemu, “bishano kubwa” tena lilitokea katika mkutano wa wazee.

    در اورشلیم نیز در نشست پیران ‹مباحثهٔ سختی› درگرفت.

  • جلسه

    noun

    Ukiamua kufanya hivyo, mweleze ndugu anayeongoza sehemu hiyo mapema kabla ya mkutano kuanza.

    اگر تصمیم به این کار گرفتید، پیش از جلسه با برادر مسئول در این مورد صحبت کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mkutano " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mkutano"

عباراتی شبیه به "mkutano" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mkutano" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه