ترجمه "mkuu" به فارسی

رهبر, سالار, سر بهترین ترجمه های "mkuu" به فارسی هستند.

mkuu adjective
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • رهبر

    noun

    Nilinunua ngoma kadhaa na nikaanzisha bendi, kisha nikawa mwimbaji mkuu katika bendi hiyo.

    برای همین، چند طبل و جاز خریدم و گروه موسیقیای به راه انداختم و خیلی زود رهبر این گروه شدم.

  • سالار

    noun
  • سر

    noun

    Afanyapo vitendo vyake vya ufundi, yule Adui mkuu ana maarifa ya maelfu mengi ya miaka.

    مدعی بزرگ برای انجام اعمال حیلهگرانهاش، هزاران سال تجربه پشت سر دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • امیر
    • شهریار
    • نمای اصلی
    • پرنس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mkuu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mkuu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mkuu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه