ترجمه "safi" به فارسی

تمیز, پاک بهترین ترجمه های "safi" به فارسی هستند.

safi adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمیز

    adjective

    Bila shaka, mkutano huo utafanywa mahali safi panapofaa ili wahudhuriaji wote wafurahie.

    این مراسم در سالنی تمیز و زیبا با جای کافی و راحت برای همه برگزار میشود.

  • پاک

    adjective

    Ni kupitia tu uhusiano wao wa karibu pamoja na Yehova na ibada yao safi kwake.

    فقط از طریق رابطهٔ نزدیکشان با یَهُوَه و پرستش پاک او.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " safi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "safi"

اضافه کردن

ترجمه های "safi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه