ترجمه "bensin" به فارسی

بنزن, بنزین, گازولین بهترین ترجمه های "bensin" به فارسی هستند.

bensin noun
+ اضافه کردن

توک‌پیسینی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنزن

    noun
  • بنزین

    noun

    Insait i gat mani (inap olsem wan kina) na liklik pas i tok: “Em bilong baim wanpela kap ti o wanpela galon bensin.”

    در داخل آن یک اسکناس (معادل با یک دلار آمریکا) و این یادداشت دست نوشته بود: «برای یک فنجان چای یا یک گالن بنزین

  • گازولین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bensin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bensin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه