ترجمه "bet" به فارسی

بستر, رختخواب بهترین ترجمه های "bet" به فارسی هستند.

bet noun
+ اضافه کردن

توک‌پیسینی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun

    Helpim em long i stap klin, na klinim bet bilong em.

    تا حد ممکن بیمار و بستر او را پاکیزه نگاه دارید.

  • رختخواب

    Paslain long mi slipim em long bet, mi save kirapim em long putim ol toi i go bek long ples bilong en.

    پیش از این که به رختخواب برود از او میخواستم که اسباببازیهایش را جمع و جور کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "bet"

اضافه کردن

ترجمه های "bet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه