ترجمه "bungim" به فارسی

جمع کردن, دیدار کردن بهترین ترجمه های "bungim" به فارسی هستند.

bungim
+ اضافه کردن

توک‌پیسینی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمع کردن

    verb

    Olsem na go long ol rot i lusim taun, na husat lain yupela i bungim, singautim ol i kam long marit kaikai.’

    خادمان نیز بر سر راهها رفتند و هر که را یافتند، چه شریر و چه نیکو جمع کردند.

  • دیدار کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bungim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bungim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه