ترجمه "daiman" به فارسی

جسد, جنازه, كالبد بهترین ترجمه های "daiman" به فارسی هستند.

daiman noun
+ اضافه کردن

توک‌پیسینی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسد

    noun

    Olsem: Sapos wanpela i holim bodi bilong daiman, orait em i mas mekim ol samting bilong kamap klin.

    برای مثال، هر کسی که جسد انسانی را لمس میکرد واجب بود که خود را پاک سازد.

  • جنازه

    noun
  • كالبد

  • ترجمه های کمتر

    • لاش
    • لاشه
    • لش
    • نعش
    • کالبد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daiman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "daiman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه