ترجمه "guria" به فارسی

بومهن, زلزله, زمینلرزه بهترین ترجمه های "guria" به فارسی هستند.

guria verb noun
+ اضافه کردن

توک‌پیسینی-فارسی فرهنگ لغت

  • بومهن

  • زلزله

    noun

    Planti bratasista bilong yumi i kisim bagarap long ol guria, tait wara, saiklon, sunami, na ol narapela disasta.

    بسیاری از برادرانمان با مصیبتهایی همچون زلزله، سیل، توفان، سونامی و دیگر بلایای طبیعی روبرو بودهاند.

  • زمینلرزه

    noun

    Jisas i tok profet olsem bai i gat ol bikpela pait, hangre, guria, sik, na pasin nogut.

    عیسی مسائلی همچون جنگهای بزرگ، قحطی، زمینلرزه، بیماری و جنایت را پیشگویی کرد.

  • لرزیدن

    verb

    I no longtaim na dispela man insait long laplap em i kirap long guria na tuhat i kamap.

    چیزی نگذشت که آن مرد زیر پارچهٔ سفید، شروع کرد به لرزیدن و عرق کردن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guria " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "guria"

اضافه کردن

ترجمه های "guria" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه