ترجمه "han" به فارسی
بازو, بال, دس بهترین ترجمه های "han" به فارسی هستند.
han
noun
-
بازو
nounOltaim God i Holim Yumi Long Han Bilong Em
بازوان جاودانی یَهُوَه تو را نگه میدارد
-
بال
noun -
دس
noun
-
ترجمه های کمتر
- دست
- شاخ
- شاخه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " han " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "han" با ترجمه به فارسی
-
آرنج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن