ترجمه "kuzgun" به فارسی
زاغ, کلاغ, غراب بهترین ترجمه های "kuzgun" به فارسی هستند.
kuzgun
noun
دستور زبان
-
زاغ
nounSansa'ya bir kuzgun göndermemiz lazım.
باید یه زاغ به سمت شمال برای سانسا بفرستیم
-
کلاغ
nounDaha bu sabah Sakson kampına doğru uçan bir kuzgun gördüm ve kendisini izlememi istedi.
فقط امروز صبح یه کلاغ رو دیدم که به سمت اردوگاه ساکسون ها میرفت
-
غراب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuzgun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kuzgun
Kuzgun (şiir)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kuzgun" در فرهنگ لغت ترکی استانبولی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kuzgun در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "kuzgun"
عباراتی شبیه به "kuzgun" با ترجمه به فارسی
-
غراب گردنقهوهای
-
غراب معمولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن