ترجمه "kuzin" به فارسی

دخترخاله, دختردائی, دخترعمه بهترین ترجمه های "kuzin" به فارسی هستند.

kuzin

Birisinin anne veya babasının kardeşinin kızı.

+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • دخترخاله

    noun
  • دختردائی

    noun
  • دخترعمه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دخترعمو
    • پسرخاله
    • پسردائی
    • پسرعمه
    • پسرعمو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuzin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kuzin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه