ترجمه "tire" به فارسی
نخ, خط تیره, خط فاصله بهترین ترجمه های "tire" به فارسی هستند.
tire
noun
Noun
دستور زبان
-
نخ
noun -
خط تیره
-
خط فاصله
Bayan Judy Mitchelson Hicks, bazen tire kullanıyor, bazen kullanmıyor.
Judy Mitchelson Hicks خانم گاهي اوقات با خط فاصله ، گاهي بدون خط فاصله
-
ترجمه های کمتر
- تيره
- رشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tire
Proper noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tire" در فرهنگ لغت ترکی استانبولی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tire در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tire" با ترجمه به فارسی
-
فاصله گذار
-
خط تیره کشیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن