ترجمه "boc" به فارسی
بز, برادر, بز نر بهترین ترجمه های "boc" به فارسی هستند.
boc
noun
masculine
دستور زبان
-
بز
nounJehovà li va dir a Daniel que el boc representava Grècia, o Javan, i la gran banya un dels seus reis.
یَهُوَه به دانیال گفت که آن بز، سمبل یونان و شاخ بزرگ نماد یکی از پادشاهان آن است.
-
برادر
noun -
بز نر
noun
-
ترجمه های کمتر
- تگه
- شاک
- مخفف نام
- همدم
- کل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boc " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن