ترجمه "boca" به فارسی
دهان, دهن, دهانه بهترین ترجمه های "boca" به فارسی هستند.
boca
noun
feminine
دستور زبان
-
دهان
nounحفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر
Però el noi el va perseguir i va salvar l’ovella de la boca de l’ós.
اما پسرک دنبال خرس دوید و بره را از دهان خرس نجات داد.
-
دهن
nounSóc un caramel que es fon a la boca.
من کارامل آب شده توي دهن تو هستم.
-
دهانه
noun -
سوراخ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boca" با ترجمه به فارسی
-
باشگاه ورزشی بوکا خونیورس
-
گل میمون
-
زنبورک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن