ترجمه "cost" به فارسی
هزینه, ارزش بهترین ترجمه های "cost" به فارسی هستند.
cost
noun
masculine
دستور زبان
-
هزینه
nounVolem estar a dalt a l'esquerra, on viure bé no és a costa del planeta.
حرکت به سمت بالا چپ، جائی که زندگی خوب ولی بدون هزینه برای زمین است.
-
ارزش
nounSegons alguns experts, els vestits reials dels monarques perses d’aquell temps costaven l’equivalent a centenars de milions de dòlars.
لباس سلطنتی پادشاهان پارسی آن زمان، گویی صدها میلیون دلار ارزش داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cost " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cost" با ترجمه به فارسی
-
کاستاریکا
-
دریاکنار · رانكايرد · ساحل · ساحل دریا · شیب · لحاس · نتفر ريزارس · نديرس · کناره
-
هزینه فرصت
-
ساحل عاج
-
قلوه گاه
-
متخصص ارزیابی
-
ساحل عاج
-
پرداخت به ازای کلیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن