ترجمه "costa" به فارسی
ساحل, دریاکنار, رانكايرد بهترین ترجمه های "costa" به فارسی هستند.
costa
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
ساحل
nounNormalment remàvem fins a la costa i ens passàvem tot el dia visitant les persones.
تمام روز در امتداد ساحل میراندیم و با مردم آنجا صحبت میکردیم.
-
دریاکنار
noun -
رانكايرد
-
ترجمه های کمتر
- لحاس
- نتفر ريزارس
- نديرس
- ساحل دریا
- شیب
- کناره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "costa"
عباراتی شبیه به "costa" با ترجمه به فارسی
-
کاستاریکا
-
هزینه فرصت
-
ساحل عاج
-
ارزش · هزینه
-
قلوه گاه
-
ساحل عاج
-
پرداخت به ازای کلیک
-
شرکت هواپیمایی ارزانقیمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن