ترجمه "costat" به فارسی
طرف, ضلع, لبه بهترین ترجمه های "costat" به فارسی هستند.
costat
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
طرف
nounAmb unes dents molt grosses en un costat de la boca.
ولی او دندانهای بزرگی در یک طرف دهانش دارد.
-
ضلع
nounTots els vectors normals han d' apuntar al mateix costat del triangle
همۀ بردارهای عادی باید به یک ضلع مثلث اشاره کنند
-
لبه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "costat" با ترجمه به فارسی
-
کاستاریکا
-
دریاکنار · رانكايرد · ساحل · ساحل دریا · شیب · لحاس · نتفر ريزارس · نديرس · کناره
-
هزینه فرصت
-
ساحل عاج
-
ارزش · هزینه
-
قلوه گاه
-
ساحل عاج
-
پرداخت به ازای کلیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن