ترجمه "munt" به فارسی
اجتماع, توده, توده کاه بهترین ترجمه های "munt" به فارسی هستند.
munt
noun
masculine
دستور زبان
-
اجتماع
noun -
توده
nounPerò ell mira el munt de puntes i creu que són un regal,
اما او به توده پیکانها نگاه می کند ، گمان می کند که آنها هدیه هستند،
-
توده کاه
noun
-
ترجمه های کمتر
- دسته
- دودکش
- زیاد
- سیل کلمات
- سیلاب
- شلوغی
- فراوان
- فراوانی
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " munt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "munt" با ترجمه به فارسی
-
قداره
-
خامه زده شده
-
زین
-
توده
-
سوار شده · نصب شده
-
انجمن کردن · بار کردن · بارگیری کردن · جمع شدن · راندن · سوار کردن · سواری کردن · گردآمدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن