ترجمه "muntat" به فارسی
سوار شده, نصب شده بهترین ترجمه های "muntat" به فارسی هستند.
muntat
-
سوار شده
adjectiveEls deixebles posen els seus vestits al damunt del pollí i la somera, però Jesús munta sobre el pollí.
شاگردان رداهایشان را روی آن دو حیوان انداختند؛ اما عیسی بر کرهالاغ سوار شد.
-
نصب شده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muntat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muntat" با ترجمه به فارسی
-
قداره
-
خامه زده شده
-
زین
-
اجتماع · توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · شلوغی · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
توده
-
انجمن کردن · بار کردن · بارگیری کردن · جمع شدن · راندن · سوار کردن · سواری کردن · گردآمدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن