ترجمه "muntar" به فارسی
سواری کردن, انجمن کردن, بار کردن بهترین ترجمه های "muntar" به فارسی هستند.
muntar
Verb
دستور زبان
-
سواری کردن
verb -
انجمن کردن
verb -
بار کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بارگیری کردن
- جمع شدن
- راندن
- سوار کردن
- گردآمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muntar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muntar" با ترجمه به فارسی
-
قداره
-
خامه زده شده
-
زین
-
اجتماع · توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · شلوغی · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
توده
-
سوار شده · نصب شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن