ترجمه "resina" به فارسی

صمغ, انگم, راتینه بهترین ترجمه های "resina" به فارسی هستند.

resina noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • صمغ

    noun

    la vaig cobrir de resina, i una abella hi va quedar enganxada.

    آن را به صمغ آغشته کردم و یک زنبور در آن گیر افتاد.

  • انگم

  • راتینه

  • رزین

    noun

    No sabia què fer, la resina m'estava matant.

    نمیدونستم چه کار کنم، چون رزین داشت منو میکشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه