ترجمه "residir" به فارسی

اقامت داشتن, زندگی کردن, ساکن شدن بهترین ترجمه های "residir" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: 111 I heus aquí, els summes sacerdots han de viatjar, i també els èlders i els preveres; però s’ha d’assenyalar als diaques i mestres perquè vetllin per l’església, i que hi facin de ministres residents. ↔ ۱۱۱ و بنگرید، کشیشان اعظم بایستی سفر کنند، و همچنین ارشدان، و همچنین کشیشان پایین تر؛ ولی خادمان و آموزگاران بایستی تعیین شوند تا از کلیسا مراقبت کنند، تا خدمتگزارانِ ثابت بر کلیسا باشند.

residir verb دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اقامت داشتن

    verb
  • زندگی کردن

    verb
  • ساکن شدن

    verb
  • مسکون کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " residir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "residir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

111 I heus aquí, els summes sacerdots han de viatjar, i també els èlders i els preveres; però s’ha d’assenyalar als diaques i mestres perquè vetllin per l’església, i que hi facin de ministres residents.
۱۱۱ و بنگرید، کشیشان اعظم بایستی سفر کنند، و همچنین ارشدان، و همچنین کشیشان پایین تر؛ ولی خادمان و آموزگاران بایستی تعیین شوند تا از کلیسا مراقبت کنند، تا خدمتگزارانِ ثابت بر کلیسا باشند.
Ell agraeix molt totes les benediccions que rep, i té moltes ganes que arribi el dia en què «cap resident no dirà més: “Estic malalt”» (Is.
او از بابت تمام برکات کنونی بسیار قدردان است و چشمانتظار روزی است که «ساکن آن نخواهد گفت که بیمار هستم.»—اشع ۳۳:۲۴.
Un passeig per la torre ens descobreix com els residents han trobat maneres de crear parets, corrents d'aire, maneres de crear transparències, i de circular per la torre, essencialment creant una llar que està completament adaptada a les condicions del lloc.
گردشی در داخل برج آشکار میسازد که این ساکنان کشف کرده اند چگونه دیوارها را بسازند، چگونه جریان هوا ایجاد کنند، چگونه نورگیری و گردش هوا را در سرتاسر برج ایجاد کنند، لزوما با خلق خانهای که کاملا با شرایط محل خود را وفق دهد.
A la pròxima dècada, els residents humans de la zona hauran desaparegut, i es transformarà en un lloc salvatge, radioactiu, ple només d'animals i, de tant en tant, de científics valents i desconcertats.
در دهه بعد، که ساكنان انسانى منطقه رفتهاند، و به محلى رادیوکتیوی و وحشی برخواهد گشت تنها پر از حيوانات و گهگاهى دانشمندان با جرات و سرگردان.
L'any 1998 va traslladar la seva residència a Tunis, ciutat on encara viu actualment.
برلین از سال ۲۰۰۴ وی در سال ۲۰۰۴ محل اقامت خود را به برلین منتقل میکند، شهری که در حال حاضر نیز در آنجا زندگی میکند.