ترجمه "residu" به فارسی
زباله, مانده, باقیمانده بهترین ترجمه های "residu" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: CA: És una central nuclear qué soluciona la seva propia gestió de residus. ↔ کریس اندرسون: این یک نیروگاه اتمی است که راه حلی برای نابودی زباله خود دارد.
residu
noun
masculine
دستور زبان
-
زباله
nounCA: És una central nuclear qué soluciona la seva propia gestió de residus.
کریس اندرسون: این یک نیروگاه اتمی است که راه حلی برای نابودی زباله خود دارد.
-
مانده
noun -
باقیمانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " residu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "residu" با ترجمه به فارسی
-
زبالهسوزی
-
ضایعات هستهای
-
مدیریت پسماند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "residu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Els districtes de sanejament d'aigua del Comtat de Los Angeles han proporcionat aigües residuals tractades per regatge de paisatges en parcs i pistes de golf d'ençà el 1929.
از سال ۱۹۲۹ بخشهای بهداشتی کانتی لسآنجلس آبهای بازیافتی را جهت استفاده در آبیاری مناطق در پارکها و زمینهای گلف فراهم آورد.
Qui garantirà una cosa que es literalment mil.lers de milions de vegades més gran que qualsevol tipus de residu que puguis pensar en termes nuclears o d'altres?
چه کسی می تواند در مورد چیزی که میلیارد ها برابر حجیم تر از زباله های هسته ای است و از هر زباله ای که فکرش را بکنید زیادتر خواهد بود، اطمینان دهد؟
La definició d'aigua, segons Levine i Asano, és "El producte final d'aigües residuals recuperades que compleix requisits de qualitat de l'aigua en aspectes com ara materials biodegradables, materials en suspensió i patògens."
تعریف آب اصلاح شده با توجه به چیزی که Levine و Asano گفتهاند بدین قرار میباشد: محصول نهایی احیای آب فاضلاب که مطابق با نیازهای کیفیت آب برای مواد مخرب محیط زیست، مواد معلق و پاتوژن میباشد.
Llavors a és el pròxim residu rk.
این مقاومت همان RC است.
Mostren les seves idees, però com ells mateixos, sense afegits residuals.
آنها ایدههاشون را مطرح میکنند، اما به عنوان خودشان، بدون هیچ، میدانید، بدون هیچ ناخالصی.